بازگشت به لیست

روان درمانی

عصب روان کاوی چیست ؟

تاریخ : ۱۷ مهر ۱۳۹۷

فروید و تلاش برای روانکاوی عصبی[۳]

ترکیبی از روانکاوی و علوم اعصاب[۴]؟  در نگاه اول بیشتر شبیه یک ازدواج نامتجانس است. چگونه ممکن است روانکاوی با آن دقت تمرکزش بر معنی محتواهای روانشناسی با یک رشته علمی دقیق مثل علوم اعصاب که به جای معنی محتواها بر وضعیت اعصاب مغز تمرکز دارد یکی شود؟

اغلب از یاد رفته است که زیگموند فروید، پدر علم روانکاوی، در ابتدا دانش آموخته عصب شناسی[۵] بود و سلولهای عصبی[۶] یا به طور دقیق بررسی محل ضایعه[۷] در اختلالات کلامی[۸] از قبیل آفازیا[۹] را مورد تحقیق و بررسی قرار داد. گرچه فعالیت عصب شناسی مذکور  بعدا به سبب تمرکز ویژه اش بر مسائل روانکاوی از قبیل “ایگو”[۱۰]،”رویاها”[۱۱] و ” ناخودآگاه”[۱۲]، تحت الشعاع قرار گرفت.

مورد مشخصی در نوشته های شخصی وی، درباره همبسته شدن تحقیقاتش پیرامون مکانیزم های روان پویایی[۱۳] و تلاش برای متناظر کردن [آن ها با]مکانیزم های عصبی[۱۴] در مغز وجود دارد. این نوشته مشهور او(۱۸۹۵) با عنوان«پروژه ای برای یک روانشناسی علمی»[۱۵]  است که در آن می کوشید تا بین مکانیزم های عصبی و مفاهیم روان پویایی[۱۶] پیوند ایجاد کند.( برای جزییات بیشتر بخش دوم همین کتاب را ببینید).

گرچه در آن کتاب وی کوشید تا پیوندی بین مکانیزم های خاص عصبی[۱۷] با مفاهیم روان پویایی خود ایجاد کند اما بعدا خود فروید اولین تلاشش برای روانکاوی عصبی را شکست خورده انگاشت و به این ترتیب نسخه خطی کار در طول حیات وی به چاپ نرسید.

هنگامی که بالاخره در سال ۱۸۹۵ منتشر شد، پروژه روانشناسی علمی فروید مباحث گسترده ای ایجاد کرد که آیا روانکاوی می تواند در اصل به علوم اعصاب[۱۸] پیوند بخورد یا نه. (بروک[۱۹] ۱۹۹۸; لوین[۲۰] ۲۰۰۳;  پلد[۲۱] ۲۰۰۸).  همین اواخر،  نوشتن پروژه[روانشناسی علمی] به عنوان مدرکی برای اینکه روانکاوی می تواند به واقع با علوم اعصاب پیوند بخورد در نظر گرفته شده است. این امر منجر به تولد یک رشته علمی جدید که به عنوان عصب روانکاوی[۲۲] شناخته می شود،گردید.( کندل[۲۳] ۱۹۹:سالمز[۲۴] و سالمز – کاپلان[۲۵] ۲۰۰۰; سالمز و ترنبال[۲۶] ۲۰۰۲; فانجی[۲۷] ۲۰۰۳;شار[۲۸] ۲۰۰۳; مانسیا[۲۹] ۲۰۰۴; سالمز ۲۰۰۴; مانسیا و همکاران، ۲۰۰۶; نورثوف[۳۰] و همکاران ۲۰۰۷)

در یک تعریف کلی، هدف عصب روانکاوی، پیوند مفاهیم  روان پویایی با مکانیزم های  علم اعصاب[۳۱]  و در نتیجه یکی کردن روان[۳۲] و مغز است. گرچه همانند هر مولود عجیب و غریب دیگر،  از پس یک بارداری نه چندان طولانی و پس از آن تحویل دردناک اصول منضبط عصب روانکاوی،  بعد از مفاهیم نخستین در ۱۸۹۵ جنجال های زیادی را بر پا کرد.

به طور خاص، این دلواپسی به منزله بکارگیری مناسب ترین نوع مراقبت برای نوزاد جدید بود. با طرفداران و مخالفان کاملا بیگانه با نوع درمانی که برای عوارض جانبی زایمان ضروری است.

طرفداران،  بر پیوند دادن مفاهیم روان پویایی، مانند رویاها، ناخودآگاه، ایگو و خویشتن[۳۳] به عملکردهای خاص روانی[۳۴] تمرکز کرده اند.(  از قبیل عملکردهای شناختی و عاطفی)[۳۵] که به نوبه خود ممکن است در نواحی خاص مغز[۳۶] متمرکز شده باشد.

یکی از نقاط تمرکز، ناخودآگاه و رابطه اش با خاطرات است( کندل ۱۹۹۸; مانسیا ۲۰۰۴; مانسیا و همکاران ۲۰۰۶ ) در حالی که دیگران درباره مکانیزم های مبنایی عصبی[۳۷] تحقیق کرده اند.( سالمز ۱۹۹۶ ;  پانکسپ[۳۸] ۱۹۹۸  ; فاناجی ۲۰۰۳) رویاها (سالمز ۱۹۹۷ ، ۲۰۰۰; سالمز و ترنبال[۳۹] ۲۰۰۲; مانسیا ۲۰۰۴ ;هابسن[۴۰] ۲۰۰۹) ایگو ( نورثوف ۲۰۰۷ ;کارهارت- هریس[۴۱] و فریستون[۴۲] ۲۰۱۰) فرایندهای اولیه و ثانویه[۴۳] (کارهارت- هریس و فریستون۲۰۱۰) و مکانیزم های دفاعی[۴۴](فاناجی ۲۰۰۳ ; نورثوف و بکر[۴۵] ۲۰۰۶  ; نورثوف و همکاران ۲۰۰۷ ; فینبرگ[۴۶] ۲۰۱۰)

از زمانی که این بررسی های عصب روانکاوانه  به تحقیق درباره نواحی مغزی که فعالیت عصبی همگرایی با مفاهیم مورد سوال روان پویایی دارند  تمرکز  کرد، امکان صحبت درباره « ارتباطات بین اعصابی»[۴۷] مفاهیم روان پویایی بوجود آمد.

در مقابل مخالفان عصب روانکاوی  به جد و جهد استدلال می کنند که هرگونه پیوند بین مکانیزم های عصبی و مفاهیم روان پویایی ، نمی تواند در معنای خود به کار رود در نتیجه بعد هرمونوتیکی[۴۸] اخیری ایجاد می شود.( گرین[۴۹] ۲۰۰۱ ; اشنایدر[۵۰] ۲۰۰۶ ) . به طور خاص تر، تعیین اجزا  دقیق[۵۱] و عینیت بخشی[۵۲] که برای  بررسی مکانیزم های عصبی ضروری است باعث از بین رفتن  کیفیت[۵۳] و سیمای انتزاعی[۵۴] مفاهیم پر معنای روان پویایی می شود. علاوه بر این، همان کیفیت و سیمای انتزاعی،  منطبق کردن مفاهیم روان پویایی با کمیت و عینیت فعالیت های عصبی که همخوان با مناطق مشخصی در مغز هستند را غیر ممکن می کند.(گرین ۲۰۰۱;  اشنایدر ۲۰۰۶ ) نظر مخالفان این است که این مساله هر کوشش عصب روانکاوانه را خنثی می کند.  آن ها برای این نوزاد جدید عصب روانکاوی، زندگی دشواری را _ اگر نه مرگ زودهنگام – در مقایسه با  خواهر قدیمی تر و بالغ ترش  یعنی روانکاوی پیش بینی می کنند.

امروز اگر فروید زنده بود چه پاسخی برای این مجادله داشت؟ آیا با آغوش باز این نوزاد تازه رسیده که نامش عصب روانکاوی است را می پذیرفت؟ یا اورا در همان راهی که سالها پیش  در نوشته ۱۸۹۵ رها و مطرود کرده بود، تنها می گذاشت که بمیرد. یک مرگ ساکت با پایانی در قبرستان نوشته های منتشر نشده؟  نمیدانیم پاسخ این سوالات چیست. تنها می توانیم به آن ها بیندیشیم. گرچه ما می دانیم( حداقل تا حدودی) چرا فروید کوششهای اولیه عصب روانکاوانه اش را رها کرد. او مطرح کرد که در طی طول حیاتش سطح دانش درباره مغز و به تبع آن علوم اعصاب نارسا تر از آن است که اجازه پیوند میان مکانیزم های عصبی و مفاهیم روان پویایی را بدهد.

الان وضع چگونه است؟ آیا سطح دانش فعلی ما و بینشمان نسبت به مکانیزم های اعصاب مغز به اندازه کافی است تا به ما اجازه ورود به  آنچه فروید از آن اجتناب کرد یا به عبارت دیگر پیوند میان مکانیزم های عصبی و مفاهیم  روان پویایی را بدهد؟

طرفداران پیشرو مانند مارک سالمز (۲۰۰۴) و جک پانکسپ (۱۹۹۸) عصب روانکاوی را در واقع به عنوان ادامه و تکامل پروژه فروید (فروید ۱۸۹۵)( همچنین پاگ[۵۵] ۲۰۰۶ ا ببینید) و به طور کلی تلاش وی برای تاسیس روانشناسی علمی مبتنی بر ذهن[۵۶] انسان مطرح کردند

 

[۳] – neuropsychoanalysis

[۴] – neuroscience

[۵] – neuroanatomist

[۶] – nerve cells

[۷] – lesion localization

[۸] – speech disorders

[۹] – aphasia

[۱۰]– ego

[۱۱] – dreams

[۱۲] – unconscious

[۱۳] -psychodynamic mechanisms

[۱۴] – neuronal mechanisms

[۱۵]–  Project for a Scientific Psychology

[۱۶] – psychodynamic concepts

[۱۷] – specific neuronal mechanisms

[۱۸] – neuroscience

[۱۹] – Brook

[۲۰] – Levin

[۲۱]– Peled

[۲۲] – neuropsychoanalysis

[۲۳]– Kandel

[۲۴]– Solms

[۲۵] – Solms-Kaplan

[۲۶] – Turnbull

[۲۷]– Fonagy

[۲۸] – Shore

[۲۹] – Mancia

[۳۰]– Northoff

[۳۱]– neuroscientific

[۳۲] – psyche

[۳۳]– self

[۳۴] – specific psychological functions

[۳۵] – cognitive and affective functions

[۳۶]– specific brain regions

[۳۷] – neuronal mechanisms underlying drives

[۳۸] – Panksepp

[۳۹] – Turnbull

[۴۰] – Hobson

[۴۱]– Carhart-Harris

[۴۲] – Friston

[۴۳] – pri- mary and secondary processes

[۴۴]– defense mechanisms

[۴۵] – Boeker

[۴۶] – Feinberg

[۴۷]– neural cor- relates

[۴۸] – hermeneutical dimension

[۴۹] – Green

[۵۰] – Schneider

[۵۱] – quantification

[۵۲] – objectification

[۵۳]– qualitative

[۵۴] – subjective features

[۵۵] – Pugh

[۵۶] – based psychology of the human mind

  • خدمات درمانی، توانمندسازی عصبی شناختی، توانبخشی عصبی
  • کانال تلگرام موسسه کاردرمانی رشد به مدیریت دکتر ربوبی
  • مقالات عمومی و تخصصی، آموزش، آشنایی با درمان، تشخیص و ...